زنان درتاريخ دين مقدس اسلام:

تاريخ دين مقدس اسلام بزرگترين شاهد مواقف حقيقي قرآني واسلامي درمقابل زنان ودختران ميباشد،نخستين كسيكه وحي الهي را پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) برايش ابلاغ نمود زن بود،ونخستين كسيكه به دين مقدس اسلام مشرف شده وبه رسالت پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) آخرين اسلام اعتراف نمود زن است،و همچنان نخستين شهيد اسلام نيز زن ميباشد،نام بسياري زنان ودختران درتاريخ اسلام باخط طلا چنان باعزت وكرامت نوشته شده است كه نمونه مثال شخصيت هاي عالي حتا براي مردان ميباشد و خواننده را به احترام بيشتر زنان وارج گزاري به مقام شامخ آنان درجامعه انساني دعوت مينمايد.

به اساس ارشادات الهي و سنت هاي نبوي ، زن يك بخش مهم جامعه بشري را تشكيل ميدهد، زن درآينه قرآن ودين مقدس اسلام يك موجود قابل احترام وعزت است ، زيرازن مادراست ،مادرگرانبها ترين موجود برای يک مرد مسلمان است، احترام مادروخدمتگزاری اش مهمترين مسووليت فرزندان ميباشد ، مادر درمقابل پدر دارای سه حق ميباشد ، حديث پيامبر(صلی الله عليه وسلم) ا درين مورد صراحت دارد . برای يک فرد مسلمان احترام مادربه اندازه لازم است که حتی با مادرش که مسلمان هم نباشد صله رحم را مراعات نمايد ، حضرت اسماء بنت ابی بکرصديق ( رضی الله عنهما ) ميفرمايد : مادرم در زمان پيامبر( صلی الله عليه وسلم ) به نزد من هنگاميکه مشرک بود آمد ، من از رسول الله ( صلی الله عليه وسلم ) درين مورد پرسيدم که آيا من با مادرم ارتباط داشته باشم ؟  پيامبر( صلی الله عليه وسلم ) فرمود : بلی با مادرت صله رحم داشته باش [1]

 زن همسر است ، و همسر نصف ايمان شوهرش را بنابر گفته پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) تكميل مينمايد ، زن خواهر است ، و خواهر پاره قلب برادر است ، و زن دختراست ودختر كسي است كه داشتن آن رحمت براي پدران بيان شده است ، بهر صورت دين مقدس اسلام براي زنان مقام بسيار عالي و ارزشمندي را قايل شده است ، زنان با ديانت در پهلوي مردان جزء اصلي جامعه انساني بوده ، و قرآن عظيم الشان موقف زنان را بصورت كامل بيان داشته ، واحترام آنانرا جزء اساسي عبادت در دين مقدس اسلام قرار داده است.

 مردان با ايمان با درك حقايق ايماني احترام زيادي به دختران وزنان داشتند ، وپيامبر(صلي الله عليه وسلم ) اسلام براي بي بي حليمه جادر خود را هموار مينمود ، تا بالايش بنشيند. او با بي بي عايشه (رضي الله عنها) روزي گفت : من ميدانم که چي وقت شما خوشحال و چي وقت هم از من خفه ميباشيد . بي بي عايشه ( رضي الله عنها ) پرسيد که چطور : پيامبر( صلي الله عليه وسلم ) فرمود : هرگاه شما خوشحال باشيد درسخنان تان ميگوييد به رب محمد قسم است ، وهرگاه از من آزرده باشيد ميگوييد به رب ابراهيم قسم است.

  اين بدان معناست که پيامبر( صلي الله عليه وسلم ) نقاط بسيار دقيق را در معامله خويش با خانم ها يش مراعات مينمود و ميگفت : ( ما اکرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم )  مردان نيك وبا كرامت زنان را اكرام وعزت ميكنند ، ومردان پست وبي شخصيت زنان را اهانت ميكنند .

حضرت عبدالله بن عباس ( رضي الله عنهما ) براي خانمش آرايش مينمود ، وبا عطر و زيبابي به نزد خانمش ميرفت وقتي از اوسؤال شد كه شما چرا براي خانم تان آرايش ميكنيد ، در حاليكه ما ديده ايم كه غالبا زنان براي شوهران خويش آرايش ميكنند او اين آيت قرآن را تلاوت نمود (ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف ) البقرة/228  براي زنان همان حق است که مردان بر ايشان دارند. منظور حضرت عبدالله ابن عباس ( رضي الله عنهما ) همين بود كه همچنان كه مردان حق دارند كه خانم هاي شان براي شان آرايش نمايند ، ايشانرا احترام نمايند ، طبيعت وخواهشات آنانرا درنظر گيرند ، برمردان نيز لازم است تا درتمامي بخش هاي اخلاقي ، ادبي ، اجتماعي ، فردي و فاميلي ، معامله بالمثل واحترام متقابل داشته باشند حتا درقسمت زيبايي وآرايش اين مطلب را درنظر گيرند زيرا زنان حق دارند تا شوهران شان مطابق ميل آنان باشد و نظافت و پاكي را مراعات كرده و سبب اذيت همسران  خويش نشوند.

ازيكي از صحابه كرام پرسيده شد كه شما چرا اينقدر به خانم تان عزت وحرمت قايل هستيد و برايش احترام زياد ميكنيد او گفت : نصف ايمان من بواسطه خانمم تكميل شده است ، او بالاي من حق زياد دارد .

حضرت پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) مسايل اخلاقي را نهايت درجه مراعات مينمود وزماني از بي بي عايشه ( رضي الله عنها ) درمورد آنحضرت پرسيده شد، گفت:(کان خلقه القرآن) اخلاق پيامبر قرآن عظيم الشان بود . يعني مطابق احکام قرآن اخلاقش با اعضاي فاميلش استوار بود.

با تأسف زياد كه بسياري از مردان با بي خبري از دين مقدس اسلام و تأثر به فرهنگ هاي غير اسلامي ، وقبيلوي وقومي ،  فكر ميكنند ايشان بر خانم هاي خويش حقوق و وجايبي دارند در حاليكه دردين مقدس اسلام زنان نيز حقوق زيادي بالاي مردان دارند كه مراعات آن بالاي شان لازم است . 

زنان مسلمان با در ك حقانيت اسلام و امتيازاتي كه اين دين الهي  براي آنان داده است ، اسلام را يگانه ناجي بشريت و به ويژه زنان دانسته و بخاطر دفاع از اسلام مواقف و شهكارهاي قهرمانانه داشته اند كه درينجا شايسته است تا در مورد شخصيت چند تن آنها بگونه مشت نمونهء خروار چيزي را از تاريخ اسلام كه  با آب طلا نوشته شده است  تذكار دهيم :  

صاحب تفسير نمونه  در تفسير إن المسلمين والمسلمات ميفرمايد :

(اگر به تاريخ عرب قبل از اسلام باز گرديم و وضع زنان را در آن جامعه بررسى كنيم كه چگونه از ابتدائيترين حقوق انسانى محروم بودند، و حتى گاهى حق حيات براى آنها قائل نمى شدند و پس از تولد آنها را زنده بگور مى كردند، و نيز اگر به وضع زن در دنياى امروز كه به صورت عروسك بلا اراده اى در دست گروهى از انسان نماهاى مدعى تمدن در آمده بنگريم تصديق خواهيم كرد كه اسلام چه خدمت بزرگى به جنس زن كرده و چه حق عظيمى بر آنها دارد؟!.) 

زنان قهرمان در تاريخ اسلام

تاريخ اسلام شاهد قهرماني هاي زنان بوده که اين تاريخ قهرماني ها از زمان خلقت بشريت آغاز گرديده و درزمان حضرت محمد ( صلي الله عليه وسلم) به اوجش رسيده و  ثبت صفحات طلايي تاريخ گرديده ، و تا اکنون ادامه دارد ، وتاريخ افغانستان نيز سرشار از داشتن زنان مانند بي بي عينو ، زرغونه انا ، رابعه بلخي ، عايشه دراني ، نازو انا ، وغيره ميباشد .

قرآن عظيم الشان بهترين مثالهاي اين تاريخ پرشکوه زنان را با ذکر مثالهاي بسيار قوي تمثل نموده است ، وبيان داشته است که اين قهرماني هاي زنان سبب شده ، تا چنين زنان نه تنها نمونه مثال براي ساير زنان باشند ، بلکه براي مردان نيز نمونه مثال بيان شده اند .

درميان زنان قهرمان که تحت تاثير هيچ نوع غريزه های مادی نيامده اند و با ايمان در پی حق بوده اند ، ) زن فرعون ميباشد که با ايمان داری ومحبت به حق وعدالت ، راه اسلام را پيش گرفته و ازفرعون ، اعمالش وتمامی جايداد ها وپادشاهی ظالمانه اش به خداوند متعال (جل جلاله) پناه ميبرد ،خداوند متعال (جل جلاله ) در قرآن عظيم الشأن ميفرمايد : (وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ومريم ابنت عمران ) ترجمه : خداوند (جل جلاله ) براي مؤمنان خانم فرعون را مثال بيان داشته ، هنگامي كه گفت : پروردگارا ! براي من خانهء در جنت بناء نما ، و مرا از فرعون و عملش ، و از اقوام ظالم نجات ده همچنان مريم بنت عمران) .

درين آيت شريف همچنان از قهرمانی يک دختر با ايمان صحبت ميشود ، که چگونه توانست درمقابل تمام ظلم ستيزی و تهمت های ظالمان يهود قد علم نموده ، تاييد پاکی وی ، توسط معجزات الهی برای همه آشکار گرديد ، اين دوزن مسلمان نمونهء از ايمان ، تقوا ، پاكي ، عفت ، صبردرمشكلات ، مبارزه با دشمنان توحيد ، وعدم تسليمي به بيدينان طاغي وسركش بوده ، وقرآن عظيم الشان ، اين دو خانم متدين را نمونهء مثال براي تمامي مردان وزنان بيان داشته كه ، مثال براي آنان پيروي از شخصيت اين دو خانم ميباشد . بنظر بنده  علت برتريت خانم فرعون شايد همين باشد که آن زن تحت سيطره يك جبار زنده گي ميكرد كه نه تنها ظلم و وحشتش حد و حصري نداشته بلكه ، شوهر ظالم دعواي ربوبيت نموده و هرلحظه ء قلب آن خانم پرعطوفت را ميرنجاند زيرا آن همسر مؤمنه عقيده داشت كه شوهر عاصيش بندهء مسكين وعاجز بوده و ادعاي دروغين خدايي اش جزء شرمنده گي براي خودش و اذيت مؤمنان چيزي بيش نيست ، موقف منفي همسرفرعون در مقابل اين شوهر ظالم يك مثال عالي برغلبه برمفاتن و نعمت هاي موقتي و زود گذر دنيا ميباشد ، درحاليكه شوهرش از پادشان مقتدر روز بوده و در قصر شوهرش كه تمامي انواع نعمات و راحت هاي دنيوي ميسر بود ، از همهء اين نعمات بخاطر كفرو ظلم فرعون اعراض نموده و با قلب خويش به ذات خداوند متعال (جل جلاله ) متوجه شده به دربار آن ذات يکتا  التجا مينمود كه بعوض  اين قصر استكباري فرعون را كه بمثابه  يك زندان براي آن خانم موحد بود يك خانهء ابدي در جنت الهي نصيبش گرداند ، از اعمال فرعون وفرعونيان نجاتش دهد.

 مثال ديگري اززنان با عزت تاريخ اسلام مادرحضرت عيسى (عليه و علي نبينا افضل الصلوات و التسلميات)  بي بي مريم بود،دختريکه باعزت وعفت زنده گي نمود،بيزاري خويش را ازتهمت هاي يهودان اعلان کرد وبا عقيده راسخ خويش بدون توجه به اتهامات دشمنان حق و حقپرستي راه و مسير مقدس خود را چنان با شهامت وقهرماني ادامه داد که خداوند متعال به پاکدامني،عفت وفرمانبرداري اش گواهي داده درموردش ميفرمايد (وكانت من القانتين ) يعني ازجمله بنده هاي مطيع وفرمانبردارپروردگار بود.

زماني حجاج بيت الله شريف غرض اداي مناسک ديني شان به قصد خانه کعبه حرکت ميکنند ، بازهم درجريان اين مراسم  ياد بودي از قهرماني زن ديگري بنام بي بي ساره ( سلام الله عليها ) ميکنند که درهنگام تنهايي با يگانه فرزندش چنان مقاومت ميکند ، که خداي عزوجل براي بيان داشتن مقام عالي وي بالآخره سرزمين خشک وسوزان را که بدون آب وگياه است به يک سرزمين شاداب مبدل ميکند ، او که درميان کوه ها صفا ومروه نه بخاطر خود ، بلکه بخاطر يگانه فرزند خويش دوان دوان حرکت ميکند ، ناگاه متوجه ميشود ، که آب ازميان قدمهاي فرزندش جاري ميگردد ، او براي آب خطاب ميکنند که ( زم زم ) تا جمع شده و براي سيراب ساختن وي وفرزندش آماده گردد ، و اين آب زمزم ، وسعي ميان صفا ومروه ، نشان دهنده شهکار يک زن قهرما ن در تاريخ اسلام است که ياد آنرا مليون حاجي ومعتمر سالانه زنده نگهميدارند .

 نخستين قهرمان بعد از نزول قرآن کريم: بي بي خديجه(رضي الله عنها )  خانمي  بود كه در ميان تاجران قريش از معروفترين تجاران بشمار ميرفت ، او به اساس امانت داري و اخلاق عالي حضرت محمد(صلي الله عليه وسلم)  با ايشان ازدواج  نمود ، اونخستين شخصي بود كه پيامبر(صلي الله عليه وسلم) بعد از نزول وحي پيام الهي را برايش بيا ن نمود ، وزمانيكه پيامبر اسلام از غار حرا با ترس ولرز آمده و تقاضاميكند كه مرا در لحافي بپوشان ، بعد ازينكه آن خوف از پيامبر(صلي الله عليه وسلم) ازبين ميرود ، به بي بي خديجه ( رضي الله عنها ) قصه را يان نموده وميگويد كه من برجان خود ميترسم

حضرت بي بي خديجه ( سلام الله عليها ) باشخصيت عالي و دانشمندانه خويش براي پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  ميگويد : هرگز چنين نخواهد شد ، خداوند هيچگاهي ترا ذليل نخواهد نمود ، زيرا تو صله رحم داري ، مسكينان را دستگيري ميكني ، محتاجان را دسترسي ميكني ، مهمانان را نوازش ميدهي ، و در امور حق بامردم همكار هستي ، سپس به نزد ورقه بن نوفل كه پسركاكاي خديجه ومردي از اهل كتاب بود پيامبر(صلي الله عليه وسلم) را ميبرد ، ورقه به پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  ميگويد كه جريان را قصه كن ، بعد از شنيدن قصه ورقه بن نوفل ميگويد : اين همان وحي است كه خداوند بالاي موسى ( عليه السلام ) نيز نازل نموده است . حضرت بي بي خديجه ( رضي الله عنها ) توانست كه نخست با الفاظ دانشمندانهء خويش وسپس با درك حقايق توسط يك دانشمند ديگر ، پيامبر(صلي الله عليه وسلم) را ياري رسانده ومشكل را حل نمايد(.١ )او با درك حقيقت دين مقدس اسلام نخستين كسي بود كه به اسلام مشرف شد و به حقانيت رسالت پيامبر(صلي الله عليه وسلم) اعتراف نمود .

پيامبر (صلي الله عليه وسلم) درباره اش ميگويد ( بي بي خديجه كسي بود كه زماني ديگران كافر شدند او به من ايمان آورد ، زماني مردم مرا تكذيب كردند او مرا تصديق نمود ، زماني مردم از مالهايشان مرا منع نمود او مرا در مالهايش شريك نمود )٢

 بي بي خديجه در سالهاييكه تعزيرات اقتصادي از طرف كفار برآل بيت پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  نافذ شد ، و مسلمانان در حالت بسيار سخت و دشوار قرار داشتند ، تمام اموال خويش را براي رضايت خدا ورسولش صرف نمود ، در شرايط سخت يار وياور پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  بود ،  شهكارها وقهرماني هايي نمود كه مستحق (مدال و نشان ) از بارگاه الهي گرديد ،  ازحضرت ابي هريره (رضي الله عنه) روايت است كه حضرت جبريل عليه السلام به نزد پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  آمده گفت : اي رسول خدا اينك بي بي خديجه در نزدت با ظرفي از طعام ويا نوشيدني ميايد ، هرگاه به نزدت آمد ، برايش بگو كه خداوند ( جل جلاله ) برايت سلام فرستا ده است ، او را بشارت به جنت بده.٣

بي بي سميه ( رضي الله عنها )  نخستين شهيد اسلام:

يكي ازافتخارات بزرگ زنان مسلمانان هم اينست كه نخستين شهيد در دين مقدس اسلام زن است ، زيرا زنان با درك حقانيت اسلام هميشه سرسختانه از اسلام دفاع نموده اند ، در صف مردان مسلحانه با دشمان جهاد نموده اند و بسا اوقات جان شيرين خود را در راه دين مقدس اسلام قربان نموده وپرچم اسلام را بلند نگهداشته اند ، حضرت بي بي سميه ( رضي الله عنها ) خانم حضرت ياسر( رضي الله عنها ) ومادر حضرت عمار ( رضي الله عنه ) بود ، كافران زماني ديدند كه دعوت اسلامي درميان مردمان مظلوم همه روزه رو به قوت بوده ، و هرروز تعداد مسلمانان زياد ميشود ، بسياری ازمردان وزنان وبه ويژه کسانيکه ازظلم واستبداد مردمان بيدين وبت پرست خسته شده بودند ، همه به صف ايمان پيوسته وتعداد شان روزانه زياد ميشود ، آنان خواستند تا با استعمال زور وخشونت مانع نشر اسلام گردند ، وازينکه دلايلی برای مخالفت با اسلام ندارند ، ونميتوانستند که مسلمانان را به عقيده ء باطل خويش قناعت دهند ، خواستند مؤمنان جديد را شكنجه نمايند ، وبا زور آنانرا از عقيدهء شان خارج نموده ، دوباره به کفر ، شرک وبيدينی بکشانند ، وبه اين طريق با نهايت ظلم وبد اخلاقی ، مسلمانان را شکنجه نمودند که درجمله ساير مظلومان فاميل ياسر نيز غرض انكار ازدين اسلام و تسليمي دوباره به خدايان باطل وبتهاي خود ساخته شان ، به شكنجه گرفته شدند ، حضرت عمار كه جوان تنومند بود ، نتوانست كه درمقابل سيخ هاي آتشين دشمنان اسلام صبر نمايد ، ومجبور شد كه به خواهشات آنان لبيک گويد تا از شر آنان نجات دهد .

ولي درمقابل ، ابوجهل با تمام وحشت وظلم خود نتوانست كه يك مادر قهرمان را كه راه حق را درك نموده ، دوباره به صف كفروالحاد بكشاند ، وهرگاهي او را شكنجه مينمود ، بزبان سميه نام (الله  الله) ،(الله اكبر) و(لا إله إلا الله) جريان داشت ، هر قدر او را شکنجه نمود ، به هدفش کامياب نشد ، وبالآخره ابوجهل ظالم غضبناك شده و با نهايت ظلم نيزه را در قلب آن زن مؤمن فرو برده ، او را به بزرگترين مقام ايمانی ( شهادت ) نايل نمود ، وبدين سان ، تاريخ دين مقدس اسلام ، حق طلبي وقهرماني بي بي سميه بارنگ خون اين مادر مومن ومعتقد به گونه درخشان براي ابد نوشته و نام اين مادر جاودانه ثبت تاريخ قهرمانان دين مقدس اسلام گرديد. و منحيث نخستين شهيد اسلام در تاريخ اسلام ثبت شده است .

 أم المؤمين أم سلمة ( رضي الله عنها ) مشاورپيامبر(صلي الله عليه وسلم ) در صلح حديبه:

هنگام صلح حديبيه مسلمانان موافقنامه صلح ميان پيامبر(صلي الله عليه وسلم) ومشركين را غيرعادلانه دانستند و ديدند كه كفار بعضي از بنود اين پيمان را قاسيانه به نفع خويش امضاء نموده اند ، مثلا مسلمانان امسال به حج نروند ، هرگاه كافري مسلمان شود و به نزد مسلمانان رود ، اورا دوباره به كافرن تسليم نمايند ، وبرعكس هرگاه كافري مسلمان شود او را تسليم نمي نمايند ، كه اين همه زياده روي هاي مشرکان ، احساسات مسلمان را جريحه دار ساخت و به پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  ميگفتند كه ما حاضريم براي اسلام از سرو مال خود بگزريم ،يعني شما نبايد چنين معاهده را با کفار امضا ميکرديد   وزماني پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  برايشان امر نمود كه همه موهاي خود را كم و يا تراش نموده خود را از احرام خلاص نمايند ، آنان فكر كردند كه پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  اين صلحنامه را براي شفقت و دلسوزي بالاي ما به اساس مجبوريت  قبول نموده است ، به گفته پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  عمل ننمودند و با غم واندوه نشسته بودند ، پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  درين حالت متحير شده و به نزد أم سلمه (رضي الله عنها ) رفت و جريان را برايش بيان نمود كه اين موافقه صلح به اساس وحي الهي برايش فرمان داده شده وهرگاه صحابه كرام از متعابعت اين امر ابا ورزند ، خطر بزرگي است كه به عقيده آنان صدمه خواهد رسانيد . حضرت أم سلمه كه ازخانمهاي دانشمند عصرخويش بشمار ميرفت ، درين موضوع سياسي به پيامبراسلام(صلي الله عليه وسلم) مشوره داده گفت : صحابه كرام فكر ميكنند كه شما اين كار را بخاطر شفقت به آنان انجام داده ايد ، وهرگاه متيقن گردند كه اين صلحنامه برعكس تصورآنها ، امر الهي ميباشد ، آنان حتما اوامر شما را اطاعت خوهند نمود ، شما لطفا به بيرون رفته (سلمان) را دعوت نماييد كه سرتانرا بتراشد ، وبا ديدن اين عمل شما همه خواهند دانست كه اين امر حتمي است همه مانند شما عمل خواهند كرد ، پيامبر اسلام ( صلي الله عليه وسلم ) به اساس مشوره أم سلمه (رضي الله عنها ) عمل نمود و آنچنان شد كه اين خانم مبارك گفته بود .

بي بي أسماء ( رضي الله عنها ) دخترقهرمان درتاريخ اسلام:

 اسماء يك دختر مسلمان وقهرمان است كه تاريخ اسلام نام اورا با خط طلا درصفحات خويش نگهداري نموده است ، اين دخترنوجوان در سخترين اوضاع كه همه دشمنان اسلام ميخواستند پيامبر را ترور نمايند ، و پيامبر(صلي الله عليه وسلم) مجبور شد از نزد آنان فرارنموده درغار ثور پنهان گردد ، و هيچ كسي جرئت نميتوانست به پيامبر (صلي الله عليه وسلم)  وياورش غذا ببرد ،بي بي اسماء (رضي الله عنها ) قهرمانانه با شجاعت و عقلانيت خاص خويش غذايي را آماده نموده و آنرا در كمر خود بست و براي شبان گفت كه من به نزد پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  ميروم و تو بعد ازمن رمه هايت را بچران تا آثار قدم هايم را كافران كشف نتوانند و بدين وسيله براي پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  ويارش ابوبكر صديق ( رضي الله عنه ) غذا برد

بي بي خنساء ( رضي الله عنها ) يک مادرقهرمان درتاريخ:

اسلام حضرت خنساء (رضي الله عنها ) يکتن اززنان شاعري بود که به گفتهء ابن اثير تمام ادبا بدين قول اتفاق دارند که هيچ زني درعربها قبل وبعد ازاو شعربهتر نگفته است ، يک مادر متدين وداراي ايمان قوي بود .

درزمان خلافت حضرت عمر( رضي الله عنه ) جنگ قادسيه پيش آمد وي با چهار پسرش درجهاد اشتراک ورزيد ، يک روز قبل از جنگ فرزندان خود را نصيحت نموده ، آنان را به فضيلت جهاد در راه خدا و منزلت شهيد درنزد پروردگار ( جل جلاله ) تشويق نموده گفت :

« فرزندان من ! شما به ميل ورغبت خود مسلمان شده ايد وبه خواست ورضايت خود هجرت کرده ايد ، سوگند به ذاتي که جز او معبودي نيست شما همانگونه که ازبطن يک مادر بدنيا آمده ايد ، اولاد يک پدر نيز ميباشيد  ، من نه درحق پدرشما خيانت کرده ام  ونه درشرافت شما نقصاني آورده ام ، ونه هم نسبت شما را خراب نموده ام ، شما ميدانيد که الله  ( جل جلاله ) براي مسلمانان دروقت مقابله با د شمنان اسلام چي ثوابهايي را وعده کره است ، اين را هم بدانيد که زنده گي هميشگي آخرت اززنده گي ناپايدار دنيا خيلي بهتراست ، خداوند(جل جلاله) ميفرمايد:(يا ايهاالذين آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا واتقوالله لعلکم تفلحون) اي مومنان ! درمشتقها درراه خدا صبرکنيد ويکديگررا به صبرو استقامت نصيحت کنيد وبراي جهاد آماده گي بگيريد واز الله(جل جلاله) بترسيد شايد شما درجمله رستگاران شويد .

فردا صبح هنگاميکه سالم و تندرست ازخواب بيدارشديد با هوشياري درجهاد اشتراک کنيد واز الله ( جل جلاله ) درمقابله با دشمنان کمک خواسته پيش رويد ، وقتي جنگ بشدت خود رسيد وشعله هاي آتش جنگ بالا گرفت در آن فرو رفته و با رهبر لشکر کافران مقابله کنيد . ان شاء الله با عزت ، احترام وخوشبختي هميشگي بهشت الهي نصيبتان خواهد شد »

هنگاميکه جنگ قادسيه شدت گرفت ، هرچهارپسر بي بي خنساء ( رضي الله عنها ) يکي بعد ديگري جلورفته ، نصيحت هاي مادر را که درالفاظ شعري بود ، بزبان زمزمه نموده و سايرمسلمانان را تشويق ميکردند  ، وخود شان دليرانه درميدان معرکه به پيش ميرفتند وقتي يکي شهيد ميشد ديگري جايش را ميگرفت ، وتا آخرين لحظه مي رزميد ، بالآخره هرچهار فرزند به شهادت رسيدند ، وقتي خبرشهادت آنها به مادرشان رسيد ، گفت: « الله  را شکراست که با شهادت آنها به من اين شرف بزرگ را بخشيد ، من از ذات پاک الله ( جل جلاله ) اميد وارم که در سايه رحمت او با چهارپسرم شريک شوم » .

ايمان قوي اين مادر قهرمان با قربان نمودن همهء پسرانش در راه حق وعدالت انساني   ، تاريخ اسلام را به اوج عزت رسانيده و نام اين مادر قهرمان را براي هميشه با خط طلا در بطن تاريخ اسلامي (تاريخ عزت وکرامت زنان ودختران مومن) حفظ ميدارد.واين شرف نصيب تمامي مادراني است که راه اين قهرمانان مومن را پيروي نموده ، با يک دست گهواره را درحرکت مياورند وبا دست ديگري تاريخ بشريت را بسوي مدنيت وشرافت سوق ميدهند .

مردان مسلمان شخصيت چنين زنان را مايه شرف دانسته وآنرا نمونه مثال براي تمامي مردان وزنان ميدانند اين زنان قهرمان با دانش وفهم والاي خويش درک نمودند که يگانه نجات دهنده ء زنان از پليدي هاي رواج ها وعادات قبيلوي و جاهليت ، و عزت دادن آنان درمقام عالي حياتي دين مقدس اسلام ميباشد . و به اساس اين عقيده هم خود وهم فرزندان خود را درين راه مقدس به بارگاه الهي تقديم نموده ، ولقب قهرمانان را در لست بيامبر اسلام کسب نمودند .

نويسندهء اين مقاله  با نقل اين قهرماني ها خود را درمقابل چنين زنان قهرمان بسيار کوچک احساس نموده ، و گاهگاهي نميتواند قطرات اشک خود را ازاحساس کوچکي درمقابل اين چنين قهرمانان ايستاده نمايد .

تاريخ اسلام افتخار دارد که چنين مادران را ثبت صفحات طلائی خويش نموده است.

 

بي بي ام عماره ( رضي الله عنها ) يک زن قهرمان و مدافع از شخصيت پيامبر( صلي الله عليه وسلم )

 حضرت ام عماره (رضي الله عنها ) درآغاز اسلام در بيعه عقبه با يک تعداد از مردان مسلمان به از مدينه منوره به مکه آمده با پيامبر ( صلي الله عليه وسلم ) بيعت نموده  مسلمان شد ، براي دفاع از دين مقدس اسلام ، وقوانين عادلانه اش که عزتبخش زنان ودختران د رحيات اجتماعي بوده در غزوه هاي احد ، حديبيه ، خيبر ، عمرة القضاء ،  حنين ويمامه اشتراک ورزيد . قهرماني وي در غزوهء بدر زماني آغازشد که مشکي ازآب را بدوش کشيده وبطرف کوه احد درحرکت شد ، خودش ميگويد : وقتي متوجه شدم که مشرکان غلبه نموده وبر پيامبراسلام هجوم بردند وميخواستند حضرتش را به قتل برسانند من خود را به نزدش رساندم وهرکافريکه ميخواست ، به حضرتش نزديک شود او را به عقب ميراندم و با سپري که بدستم رسيد ، سرسختانه دفاع مينمودم ، وهرگاه کسي زخمي ميشد فورا پارچه ء را دود نموده با خاکستر آن مکان زخم را پر مينمود ، تا خون زخم آن صحابي توقف کند . بي بي ام عماره درين جنگ نهايت شديد زخمي شد و در دفاع از مقدسات اسلامي وبه ويژه شخص پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) سيزده زخم برداشت .  ام سعيد ميگويد : من درشانهء وي يک زخم بسيار عميق را ديدم ازاوپرسيدم که اين زخم چگونه به تو وارد شده است ؟ گفت : درجنگ احد زمانيکه مردم پريشان به هرطرف ميرفتند ، يک تن از دشمنان اسلام بنام ( ابن قميه ) به طرف پيامبر أمده ميگفت : محمد کجاست ، اگر امروز اوزنده بماند براي من نجاتي نخواهد بود .  من ، حضرت مصعب بن عمير وچند نفر ديگر جلو او را گرفتيم چند بار برين دشمن خدا و پيامبر حمله کردم ولي او زره دو لايه پوشيده بود وحمله مرا دفع ميکرد سرانجام اين دشمن انسانيت شمشيري برمن زد که به شانه ام اصابت کرد واين زخم چنان شديد بود که يکسال آنرا معالجه کردم اما خوب نشد .  تاريخ جهان و به ويژه کشور عزيز ما افغانستان نيززنان مسلمان و قهرماني را مانند ، ملالي ، نازو انا ، بي بي عينو ، عايشه دراني ، زرغونه ، رابعه بلخي و غيره دارد كه در افتخارات زنان مسلمان ثبت تاريخ است که خواندن زندگينامه هرکدام براي همه مفيد ميباشد .

زنان قهرمان معاصر قرن ٢٠–٢١

    هرگاه صفحات تاريخ را ورق زنيم زنان قهرماني را درعصر حاضر نيز مشاهده ميكنيم كه با فهم حقيقت اسلامي دلباختهء اين دين انساني شده ، و با شهكارها وقهرماني ها ازدين ، وطن ومردم خود سرسختانه دفاع نموده اند ، ودرميدان هاي دعوت وجهاد ، تاريخ اسلام را با خطي از طلا نوشته اند ، اين زنان مومن ، دركشورما نيز ، كمترازسايركشورهاي اسلامي نبوده ، زناني مانند ، بي بي عينو ، زرغونه انا ، ملالي ، رابعه بلخي ، وغيره را ميتوان به گونه مثال ذكرنمود .

اين زنان قهرمان مسلمان نه تنها دركشورهاي اسلامي بلكه حتا دركشورهاي غيراسلامي نيز ظهورنموده ، وشهكارهاي خويش را درخدمت به دين مقدس اسلام و دفاع از مقدسات اسلام بيان داشته اند كه خانم بيتي باومن يكي ازين زنان قهرمان مسلمان ميباشد ، كه بعد از مشرف شدن به دين مقدس اسلام ، راه دعوت را بايك زن قهرمان مسلمان درپيش گرفته است كه بهترست درينجا درمورد موصوف وهمكارش مطالبي را مورد مطالعه قرار دهيم .

دوزن قهرمان مسلمان خانم بيتي باومن وخانم مظفر حليم: :

اين  خانم دعوتگر باهمکاري يک خانم مؤمن بنام مظفرحليم(١)  اثر ناب ، زيبا و  جديد ي  را بنام ( اينك خورشيد از غرب طلوع ميكند ) نوشته اند  كه درسي از اخلاص عمل و خداشناسي براي هر مسلمان و غير مسلمان ميباشد اين كتاب كه شامل  زنده گي نامه , مصاحبه با مسلمانان جديد ، و سفرآنان  به اسلام ميباشد  ، همچنان بخشي براي ترجمهء واژه هاي ديني ، خلاصه ء اززنده گي پيامبر اسلام و بعضي از مسايل ديگري تخصيص داده شده است . اين دو خانم اخلاص ايماني خويش را در خلال جملاتي بيان ميدارند كه انسان احساس ميكند كه همان عصرنخستين صحابه پيامبر بازهم زنده شده و مسلمانان مخلص آن زمان دو باره جهان امروزي را طراوت ميبخشند .

 برده گي مسلمانان به فرهنگ غربي:

خانم مظفرحليم كه از عقب نشيني مسلمانان امروزي،بعد ودوري آنان ازاحكام اسلام،غرب گرايي ،غرب پرستي و خود را به دامان غربيان گمراه انداختن احساس حسرت مينمايد ميگويد: بعد از سقوط دولت عثماني كه حدود هفتصد سال بر قسمتهايي ازقاره آسيا و خاورميانه حكومت كرد و قلمرو حكومت آنها تا قلب اروپا،تركيه،اسپانيا و غيره پيش رفته بود بعد از مدتي برده و بنده فرهنگ غربي قرار گرفتند ، وشأن و وقار خويش را از دست دادند ، او  بازهم از ين عمل مسلمانان احساس يأس و نوميدي نكرده اضافه ميكند: (اما اسلام براي هميشه در قلب افراد جوياي حقيقيت مي ماند) او براي مسلمانانيكه خود را به دامان غربي ها انداخته راه اسلام را ترك نموده ، براي  استيراد افكار غير اسلامي حركت دارند ، و اسلام عزيز را به باد ملامتي گرفته،درحاليكه ازحقايق قرآني بي خبرند خطاب ميكند كه اين عملكرد شان جزخساره وزيان براي خود شان نميباشد زيرا اسلام كه دين عقل و دانش است ، از نزد كسانيكه  معقوليت را از دست  داده اند، به نزدعاقلان و دانشمندان حركت ميكند او ميگويد :(پروردگاردرقرآن ميفرمايد كه:{اي مردم اگرشما درراه خدا قيام نكنيد ما ملتي ديگررا از ميان شما براي قيام برمي گزينيم}واين همان است كه امروزه درحال وقوع است دركشور هاي اسلامي بيشتر كشورهاي شرق جهان،كم كم دين ومذهب درحال زوال است اما در كشورهاي غربي اسلام درحال رشد وپيشرفت است ونو مسلمانان درين زمينه اگاهي هاودانش زيادي را به ارمغان مياورند،دانشمندان مشهور،علماي بزرگ علم،پزشگان،استادانوبسياري ديگرازشخصيت هاي معروف به اسلام روی مي آورند وبه تبليغ دين اسلام ميپردازند بسياري ازكتابهاي دين كه به زبانهاي عربي،فارسي،تركي واردو به نگارش درآمده اند اغلب به زبان انگليسي،فرانسوي،وآلماني نيز ترجمه شده اند .     

 شخصيت خانم بتي باومن ( ملقب به بتول ):

خانم بتي باومن ساکن اصلي شهر مريلند امريكا ميباشد كه بعد ها به لاس انجلس انتقال نمود او ميگويد ، زماني كه بيست ساله بودم محل سكونتم (مريلند) را به قصد لوس انجلس ترك كردم . وقتي به لس انجلس آمدم مدت چهار سال دررشته مديريت بازرگاني در دانشگاه به تحصيل پرداختم حدود بيست سال در يك شركت كامپيوتري به عنوان ، معلم ، برنامه ريز، نوبسنده وويراشگرنسخه هاي فني مشغول به كار شدم ، پنج سال پيش چون از كارهاي كامبيوتري خسته شدم از آن دست كشيدم و شغلم را تغيير دادم و به عنوان منشي حقوقي يك شركت مشغول به كار شدم ، چه كسي ميداند شغل بعدي من چي خواهد بود شايد شغل يك داعي را به عهده بگيرم إن شاء الله .(٣

او که يک خانم دانشمند ميباشد بيش ازيکهزار کتاب را درزمينه هاي مختلف براي رسيدن به حق مطالعه نمود : او ميگويد : من بيشتر از هزار كتاب را در زمينه هاي مختلف از قبيل روانشناسي جامعه شناسي ،  انسان شناسي ، مذهب ، تاريخ و فلسفه اين دو پيامبر(عيسى و محمد عليهما السلام )  به منظور يافتن حقيقت مطالعه كردم . او براي رسيدن به حق مطالعات خويش را دركتب اديان مختلف ادامه داد ، ولي مطالعه اديان ساخته وبافته بشر بجزازدياد تشويش و رنج چيزي ديگري به ارمغان نمياورد او اظهارميدارد:(هريك ازاين نظامهاي روحاني به بعضي از سؤالهاي من جواب داد اما در عوض سؤالهاي ديگري را براي من بوجود آورد) بالآخره با مطالعه دين مقدس اسلام به هدف خويش رسيده  ميگويد (سر انجام آنچه را چهل سال درپي آن بودم يافتم ، راهي براي معنا بخشيدن به هرچيز در دنيايم )

دانستن شخصيت چنين انسانها براي هر انسان درسي خوبي براي حقيقت يابي ميباشد ، او در مورد خود چنين ميگويد : بسياراهل مطالعه هستم ، بيشتر از هزار جلد كتاب مطالعه كرده ام ، زياد دوست ندارم كه مشغول چيز هاي جزئي و سطحي از قبيل تماشا كردن تلويزيون ، راديو ، فيلم و سينما و مجلات ، ورزش و سرگرمي و بطور كلي چيز هاي مادي بشوم ، ميخواهم در زمينه هاي بعد معنوي زنده گي مطالعه داشته باشم و سر گرم شوم و به افرادي كه كم شانس تر از من هستند دراين زمينه كمك كنم .

 نظرش درمورد قرآن و موقف مردم:

خانم باومن  بعد از مطالعه قرآن كريم به اين  نتيجه ميرسد كه قرآن كريم كتاب هدايت بشريت است ، كتابي است قابل فهم و درك براي همه مردم وهركسي با هر سويهء كه باشد ميتواند از قرآن استفاده نمايد  قرآن جوابگوي فلاسفه ، دانشمندان ، و متخصصين هر مسلك ميباشد و هركسي قرآن را مطالعه نمايد از فيوضات قرآن به اندازه دانش خويش مستفيد شده ميتواند ، ولي متأسفانه كه امروز مردم به عوض مطالعه قرآن و درك حقايق قرآني كه آنانرا به خوشبختي ميكشاند بسوي اشياي بي ارزش و سطحي رو آورده اند و خود را مصروف لهو ولعب گردانيده اند كه ثمره اين اعمال شان مسؤوليت بزرگي به دربارالهي ميباشد .  او در مورد قرآن كريم ميفرمايد : قرآن كتابي است روشنگر وقابل فهم ، اما بسياري از مردم آنرا درك نميكنند ، آنان خود را در چيز هاي سطحي ، مصنوعي ، بي ارزش، و لهوولعب غوطه ور ساخته اند مايل نيستند و نميتوانند مسؤوليت نتايج افكار،  گفته ها واعمالشان را به عهده گيرند .

 شخصيت زنان درقرآن کريم ودين مقدس اسلام

خداوند متعال (جل جلاله) كه خالق زنان ومردان ميباشد ، براي اينكه شخصيت والاي زنان را دردين مقدس اسلام براي همه معرفي نمايد ،  يك سلسله دساتيرونقش هاي مثبت زنان را در قرآن عظيم الشان بيان داشته است ، قرآن درآيات مختلف قرآنی زن را به مقام عالی انسانی بيان داشته حقوقی را برای زنان بيان ميدارد که ازنگاه مادی ومعنوی مکان ومنزلت وی را برای همه ثابت ميسازد ،  تا مردان وزنان مسلمان حقيقت شخصيت زنان را درك نموده مطابق آن احكام الهي را مراعات نمايند . وهيچگاهی به طرف مادران ، زنان ، خواهران و دختران خويش به نظر احترام وبزرگواری نظر نموده ، زن را مانند يک موجود مقدس و پـرارزش بدانند .

 

سوره هاي قرآني بنام زنان قرآن عظيم الشان براي ارج گداري به موقف ، واثبات اين حقيقت كه دين مقدس اسلام مقام عالي وبا ارزشي براي خانمها قايل شده است ، در هنگام نامگذاري سوره هاي قرآني نيز زنان فراموش نشده ، سوره هاي را به نام ايشان مسمي نموده است،واين حقيقت زبان دشمنان اسلام را گنگ  ميسازد كه هروقتي نعره ميزنند،وميخواهند خللي ميان عقيده خواهران مؤمن وقرآن عظيم الشان پيدا كنند ،  در قرآن عظيم الشان سوره هاي ذيل  بنام  زنان ميباشد ، كه عبارت اند از :

 

1.     سوره النساء ( زنان ) :

         درين سوره كلمه نساء كه به معناي زنان است ، بصورت خاص بيان شده است .

 

 

2.  سوره مريم : اين سوره كه بنام بي بي مريم ( عليها السلام ) مادر حضرت عيسي  عليه السلام ) مسمى گرديده است ، مريم كه يك دختر باك نهاد بود ، ودر قرآن عظيم الشان الكوي براي دختران باك طينت وعفيفه بيان شده است ، اين سورهء مباركه براي ارزش بيشتر دختران باك بنام همان دختر باك نامگزاري شده است .

3.  سورهء مجادله : مجادله همان گفتگوي بي بي خوله ( رضي الله عنها ) با حضرت محمد (صلي الله عليه وسلم) ميباشد ، واين سوره بيانكر حقيقت رحمت الهي بالاي زنان ميباشد كه جگونه پروردگار (جل جلاله )  خواسته هاي اين خانم را بر آورده ساخت . 

4.     اكثريت آيات سورهء نور نيز در مورد احكام زنان ميباشـد .

5.     سوره تحريم : اين سورهء مباركه درمورد قصه امهات المؤمنين ( رضي الله عنهن ) ميباشد .

6.  سوره ممتحنه : درمورد  زنان مهاجري  كه با ساير مسلمانان هجرت نمودند ، ودر مورد ايمان آنان وامتحان شان درين سوره بحث كرديده اين سوره بنام ممتحنه مسمى شده است زنان با ايمان نمونهء مثال براي مردان وزنان:    خداوند متعال (جل جلاله ) زن فرعون و بي بي مريم را براي تمام مسلمانان مثالي از مؤمنان حقيقي بيان داشته و آيات قرآن شاهد اين موضوع است تا ساير مردان و زنان با مطالعهء شخصيت اين دو خانم پاك و با تقوا ،  خود را قريب بارگاه الهي سازند ،خداوند متعال (جل جلاله ) در قرآن عظيم الشأن ميفرمايد : (وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ومريم ابنت عمران ) ترجمه : خداوند (جل جلاله ) براي مؤمنان خانم فرعون را مثال بيان داشته ، هنگامي كه گفت : پروردگارا ! براي من خانهء در جنت بناء نما ، و مرا از فرعون و عملش ، و از اقوام ظالم نجات ده  ، همچنان مريم بنت عمران) .اين دوزن مسلمان نمونهء از ايمان ، تقوا ، پاكي ، عفت ، صبردرمشكلات ، مبارزه با دشمنان توحيد ، وعدم تسليمي به بيدينان طاغي وسركش بوده ، وقرآن عظيم الشان ، اين دو خانم متدين را نمونهء مثال براي تمامي مردان وزنان بيان داشته كه ، مثال براي آنان پيروي از شخصيت اين دو خانم ميباشد . بنظره بنده  علت برتريت خانم فرعون شايد همين باشد که آن زن تحت سيطره يك جبار زنده گي ميكرد كه نه تنها ظلم و وحشتش حد و حصري نداشته بلكه ، شوهر ظالم دعواي ربوبيت نموده و هرلحظه ء قلب آن خانم پرعطوفت را ميرنجاند زيرا آن همسر مؤمنه عقيده داشت كه شوهر عاصيش بندهء مسكين وعاجز بوده و ادعاي دروغين خدايي اش جزء شرمنده گي براي خودش و اذيت مؤمنان چيزي بيش نيست ، موقف منفي همسرفرعون در مقابل اين شوهر ظالم يك مثال عالي برغلبه برمفاتن و نعمت هاي موقتي و زود گذر دنيا ميباشد ، درحاليكه شوهرش از پادشان مقتدر روز بوده و در قصر شوهرش كه تمامي انواع نعمات و راحت هاي دنيوي ميسر بود ، از همهء اين نعمات بخاطر كفرو ظلم فرعون اعراض نموده و با قلب خويش به ذات خداوند متعال (جل جلاله ) متوجه شده به دربار آن ذات يکتا  التجا مينمود كه بعوض  اين قصر استكباري فرعون را كه بمثابه  يك زندان براي آن خانم موحد بود يك خانهء ابدي در جنت الهي نصيبش گرداند ، از اعمال فرعون وفرعونيان نجاتش دهد.

 مثال ديگري اززنان با عزت تاريخ اسلام مادرحضرت عيسى (عليه و علي نبينا افضل الصلوات و التسلميات)  بي بي مريم بود،دختريکه باعزت وعفت زنده گي نمود،بيزاري خويش را ازتهمت هاي يهودان اعلان کرد وبا عقيده راسخ خويش بدون توجه به اتهامات دشمنان حق و حقپرستي راه و مسير مقدس خود را چنان با شهامت وقهرماني ادامه داد که خداوند متعال به پاکدامني،عفت وفرمانبرداري اش گواهي داده درموردش ميفرمايد (وكانت من القانتين ) يعني ازجمله بنده هاي مطيع وفرمانبردارپروردگار بود.

خداوند متعال ( جل جلاله ) به تقاضاي خانمها جواب مثبت ميدهد:  اگرچه قرآن عظيم الشان تمامي انسانها را بصورت مساويانه خطاب مينمايد،ودراحكام الهي همهء انسانها بدون درنظرداشت جنسيت،منزلت دنيوي ، قوميت ، رنگ ،طائفه وغيره، به شكل مساويانه شامل اند ، واين احكام الهي مردم،مردمان،انسانها،اولادهء آدم ،مؤمنان،مسلمانها وغيره تعبيرات را استعمال ميكند كه شامل،مردان،زنان،جوانان (پسران ودختران) ميگردد ، ولي ازينكه در گرامر عربي بعضي ازين اصطلاحات داراي ، اصطلاح مذكرومؤنث ميباشد ، زنان خواستند تا قرآن براي آنها بصورت مشخص با مراعات همان قوانين گرامري زبان عربي خطاب نمايد ، بناء خداوند ( جل جلاله ) اين خواهش زنان را بذيرفته وبرايشان ، بصورت مشخص با اصطلاحات خاص خطاب نمود.

 حضرت امم المؤمنين بي بي ام سلمه (رضي الله عنه)  فرمود : من به پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) گفتم كه در قرآن عظيم الشان نام مردان را ميشنويم ولي نام خانمها ذكر نميشود ، خداوند ( جل جلاله ) اين آيت شريف را نازل نمود :(إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا) مردان مسلمان وزنان مسلمان ، مردان مؤ من وزنان مؤمنه  ، مردانى كه مطيع فرمان خدا هستندوزنانى كه از فرمان حق اطاعت مى كنند ، مردان راستگو وزنان راستگو ، مردان صابرو شكيبا و زنان صابر و شكيبا ،مردان با خشوع و زنان با خشوع ، مردان انفاقگر و زنان انفاق كننده، مردانى كه روزه ميدارند و زنانى كه روزه مى دارند،مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بيعفتى حفظ مى كنند، وزنانى كه عفيف و پاكند ، مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند،وزنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند . الأحزاب /35

 خداوند ( جل جلاله ) صداي زن را ميشنود: هرگاه سپاره 28 قرآن عطيم الشان را باز نماييم ، حادثه عجيبي را ميخوانيم که در مورد شنيدن خداوند (جل جلاله ) سخنان يک زن مظلوم است ، قرأن چنين واقعه را بيان ميدارد : (قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ) ( خداوند قول زنى را كه درباره شوهرش به تو مراجعه كرده بود و به خداوند شكايت مى‏كرد شنيد (و تقاضاى او را اجابت كرد) خداوند گفتگوى شما را با هم (واصرار آن زن را درباره حل مشكلش) مى‏شنيد و خداوند شنوا و بينا است.)  المجادلة/1

 تفسير نمونه جريان قصه را مفصلا چنين بيان ميدارد :  ماجرا چنين بود كه زنى از طايفه انصار بنام (خوله ) (نامهاى ديگرى نيز در روايات ديگر براى او ذكر شده است ) كه از طايفه (خزرج ) و همسرش (اوس بن صامت ) بود در يك ماجرا مورد خشم شوهرش قرار گرفت ، و او كه مرد تندخو و سريع التاءثرى بود تصميم بر جدائى از او گرفت ، و گفت (انت على كظهرامى ) (تو نسبت به من همچون مادر من هستى !) و اين در حقيقت نوعى از طلاق در زمان جاهليت بود اما طلاقى بود كه نه قابل بازگشت بود و نه زن آزاد مى شد كه بتواند همسرى براى خود برگزيند، و اين بدترين حالتى بود كه براى يك زن شوهردار ممكن بود رخ دهد.چيزى نگذشت كه مرد پشيمان شد و چون (ظهار) (گفتن جمله فوق ) در عصر جاهليت نوعى طلاق غير قابل بازگشت بود به همسرش ‍ گفت : فكر مى كنم براى هميشه بر من حرام شدى ! زن گفت چنين مگو، خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) برو و حكم اين مساءله را از او بپرس ، مرد گفت من خجالت مى كشم ، زن گفت : پس بگذار من بروم ، گفت : مانعى ندارد.

 زن خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آمد و ماجرا را چنين نقل كرد: اى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) همسرم (اوس بن صامت ) زمانى مرا به زوجيت خود برگزيد كه جوان بودم و صاحب جمال و مال و ثروت و فاميل ، اموال من را مصرف كرد، و جوانيم از بين رفت ، و فاميلم پراگنده شدند، و سنم زياد شد، حالا ظهار كرده و پشيمان شده ، آيا راهى هست كه ما به زندگى سابق بازگرديم ؟

 پيامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: تو بر او حرام شده اى ! عرض كرد يا رسول الله  (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) او صيغه طلاق جارى نكرده ، و او پدر فرزندان من است ، و از همه در نظر من محبوبتر، فرمود: تو بر او حرام شده اى ! و من دستور ديگرى در اين زمينه ندارم. زن پى درپى اصرار و الحاح مى كرد، سرانجام رو به درگاه خدا آورد و عرض كرد: اشكو الى الله فاقتى و حاجتى ، و شدة حالى ، اللهم فانزل على لسان نبيك : (خداوندا! بيچارگى و نياز و شدت حالم را به تو شكايت مى كنم ، خداوندا! فرمانى بر پيامبرت نازل كن و اين مشكل را بگشا).

 در اينجا حال وحى به پيامبر(صلى اللّه عليه و آله وسلم )دست داد، و آيات آغاز اين سوره بر او نازل شد كه راه حل مشكل (ظهار) را به روشنى نشان مى دهد، فرمود همسرت را صدا كن ، آيات مزبور را بر او تلاوت كرد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: آيا مى توانى يك برده را به عنوان كفاره ظهار آزاد كنى ؟ عرض كرد: اگر چنين كنم چيزى براى من باقى نمى ماند، فرمود: مى توانى دو ماه پى درپى روزه بگيرى ؟ عرض ‍ كرد من اگر نوبت غذايم سه بار تاءخير شود چشمم از كار مى افتد، و مى ترسم نابينا شوم ، فرمود: آيا مى توانى شصت مسكين را اطعام كنى ، عرض كرد نه ، مگر اينكه شما به من كمك كنيد، فرمود: من به تو كمك مى كنم . (۱

 امام قرطبي ( رحمة الله عليه) ميگويد : كه درزمان خلافت حضرت عمر( رضي الله عنه ) زني اميرالمؤمنين راايستاده نموده برايش نصيحت ميكرد وحضرت عمر( رضي الله عنه) به سخنانش گوش ميداد ، مردم گفتند اي اميرالمؤمين ! آيا براي اين پيره زن  اينقدر زياد توقف ميكني : گفت : قسم بخداست كه اگراين خانم مرا از صبح تا شام ايستاده كند ، درمقابلش ايستاده ميشوم ، وتنها براي اداي نماز فرض از نزدش اجازه ميگيرم ، آيا شما ميدانيد كه اين خانم كيست ؟ او خوله بنت ثعلبة آن زني است كه خداوند متعال (جل جلاله ) صداي او را از فوق هفت آسمان شنيد . آيا زني را كه خداوند سخنانش را بشنود ، عمر نشنود ؟

زنان پيامبر مادران مؤمنان اند.(النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ) پيامبر براي مومنان ازنفسهاي شان هم اولويت دارد و خانم هاي پيامبر مادران شان است الأحزاب/6  براي ارجگزاري واحترام به مقام ازواج مطهرات پيامبر( صلي الله عليه وسلم ) قرآن عظيم الشان آنانرا مادران مؤمنان بيان داشته است ، تا تمامي مؤمنان با عقيده مخلصانه احترام اين شخصيت هاي عالي را درك نموده و مانند مادران خويش به آنان احترام نمايند ، تفسير نمونه درتفسيراين آيت مباركه ميفرمايد : حكم دوم در زمينه همسران پيامبر است كه آنها به منزله مادر براى همه مؤ منان محسوب مى شوند، البته مادر معنوى و روحانى ، همانگونه كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پدر روحانى و معنوى امت است .اين ارتباط و پيوند معنوى ، تنها تاثيرش مساله حفظ احترام و حرمت ازدواج با زنان پيامبر بود، چنانكه در آيات همين سوره ، حكم صريح تحريم ازدواج با آنها بعد از رحلت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است .

اين آيات قرآني بيان ميدارد كه نه تنها حضرت محمد ( صلى الله عليه وسلم ) براي مؤمنان برتريت از همه جيز دارد ، بلكه آنانيكه به او ايمان دارند ، ازواج بيامبر( صلى الله عليه وسلم ) را كه آل بيت پيامبراند نيز احترام نموده وآنانرا مانند مادران خويش احترام ميكنند ، و محبت ساير اهل بيت پيامبر را در قلب هاي خود ميداشته باشند .

سلام خداوند ( جل جلاله ) براي يک زن

درزنده گي روزانه بسيار كساني كمي هستند كه رئيس جمهور كدام كشور و يا بادشاه برايش سلام واحترام بفر ستد ، وهرگاه كسي درميان مردم پيامي دريافت نمايد كه رئيس جمهور كشور برايش سلامي فرستاده ، وبرايش بكويد كه برايت يك منزل زيبايي در بهترين اماكن شهر تحفه داده ميشود ، اين نهايت شرف براي وي بوده و آن شخص از خوشي زياد افتخار مينمايد ، در حاليكه رئيس جمهور كشور شايد بعد از مدتي تبديل شده ، ويا بميرد ، وياهم كسي ديكري او را بواسطه انتخابات ويا كودتا از وظيفه اش برطرف سازد . اكنون فكر نماييد كه خداوند متعال (جل جلاله) كه رب العالمين وذات قوي است كه قدرت وسلطنت وي در دنيا وآخرت بوده،وبراي هميشه است،اين ذات مقدس درميان هزاران مرد،براي افتخار بخشيدن براي يك زن قهرمان و نستوه توسط جبريل (عليه السلام) سلام ميفرستد واورا به قصري ازجنت برين بشارت ميدهد .(عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه )  قَالَ أَتَى جِبْرِيلُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ خَدِيجَةُ قَدْ أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فِيهِ إِدَامٌ أَوْ طَعَامٌ أَوْ شَرَابٌ فَإِذَا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عَلَيْهَا السَّلَامَ مِنْ رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَلَا نَصَبَ ) بخاري كتاب المناقب حديث نمبر 3536) ازحضرت ابي هريره (رضي الله عنه) روايت است كه حضرت جبريل عليه السلام به نزد پيامبر( صلي الله عليه وسلم) آمده گفت : اي رسول خدا اينك بي بي خديجه در نزدت با ظرفي از طعام ويا نوشيدني ميايد ، هرگاه به نزدت آمد ، برايش بگو كه خداوند ( جل جلاله ) برايت سلام فرستا ده است ، وهمجنان سلام مرا به او تقديم نما ،  او را بشارت به جنت بده .

داشتن دختر سبب دخول جنت ميشود:  سنت نبوي داشتن دختر را يك رحمت براي والدين بيان داشته است كه اين رحمت گرانبهاي الهي سبب داخل شدن والدين درجنت ميگردد ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ( صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ) لَا يَكُونُ لِأَحَدٍ ثَلَاثُ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثُ أَخَوَاتٍ أَوْ ابْنَتَانِ أَوْ أُخْتَانِ فَيَتَّقِي اللَّهَ فِيهِنَّ وَيُحْسِنُ إِلَيْهِنَّ إِلَّا دَخَلَ الْجَنَّةَ) (مسند احمد ) حديث نمبر (10957) ترجمه : حضرت ابي سعيد خدري ( رضي الله عنه ) ميفرمايد كه رسول الله ( صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ )  فرمود : هرگاه كسي سه دختر ويا سه خواهر داشته باشد ، ويا هم دو دختر ويا دو خواهر داشته ، در مورد آنها از خدا بترسد  وبا آنها نيكي نمايد ، داخل جنت ميگردد .

به اساس اين حديث شريف داشتن دختر وخواهر نعمت بزرگي براي مؤمنان است به شرطيكه آن شخص مؤمن ، درقسمت خواهر ودختر خويش از خدا ترسيده ، حقوق آنانرا مراعات نموده ، وبا ايشان از نيكي واخلاق خوب استفاده نمايد .  هرگاه اين حديث شريف را بخوبي مورد مطالعه قرار دهيم ، ميدانيم که ، انسان مومن به اساس طاعت وعبادت پروردگار (جل جلاله) داخل جنت ميشود ، وهرگاه کسي به خواهران ودختران خويش احترام نموده ، حقوق آنانرا پامال نکرده ، رضايت پروردگار را حاصل نموده است ، واين بزرگترين پيام دين مقدس اسلام براي خواهران ودختران ميباشد .

دختران مانع رفتن والدين به دوزخ ميگردند: بعضي از مردان زماني دو يا سه دختر داشته باشند ، افكار شيطاني غلطي درسر آنها خطور ميكند ، ولي آنانيكه احاديث پيامبر واحكام قرآني را بدانند با داشتن سه چهار دختر ويا اكثر از آن افتخار نموده و داشتن آنانرا بركت ميپندارند ، زيرا انسان به اساس ضعيفي و ووسوسه هاي شيطاني ، احيانا كاري را ميكند كه سبب ميشود تا به دوزخ برده شود ، ولي كسانيكه دردنيا از نعمت داشتن سه دختر يا بالاتر از آن مستفيد شده باشند ، و با ايشان نيكي نموده باشد ، همان دختران مانع رفتن پدر شان به دوزخ ميگردند در حديث شريف حضرت عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ ( رضي الله عنه) ميفرمايد : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) يَقُولُ مَنْ كَانَ لَهُ ثَلَاثُ بَنَاتٍ فَصَبَرَ عَلَيْهِنَّ وَأَطْعَمَهُنَّ وَسَقَاهُنَّ وَكَسَاهُنَّ مِنْ جِدَتِهِ كُنَّ لَهُ حِجَابًا مِنْ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (ابن ماجه ) حديث نمبر (6359) ترجمه : از رسول الله(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) شنيدم که  ميگفت : هرگاه كسي سه دختر داشته و برآنان صبرنموده ، ايشان را غذا ، نوشيدني ولباس خوبي بدهد ، آن دختران مانع رفتن وي به دوزخ در روز قيامت ميشوند .

پدران مؤمن از خدا ميخواهند تا خداوند متعال براي شان سه دخترنصيب نمايد ، تا با آنها اخلاق نيك نموده ، به ايشان خدمت نمايد ، تا آنان مانع رفتن وي به دوزخ شوند .

محبت زنان با ايمان وخدمتگزاري شان به شخص پيامبر( صلى الله عليه وسلم ): درصفحات قبلي خوانديم که ام عماره (رضي الله عنها ) چقدر به پيامبر( صلي الله عليه وسلم )  محبت داشت ، که درجنگ احد خود را درمقابل رسول الله( صلي الله عليه وسلم ) سپرنمود ، وچندين زخم برداشت ولي نگذاشت که به آنحضرت (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) أسيبي برسد ، تمامي زنان ودختران مسلمان چي درعصر نبوت وچي درعصرهاي بعدي محبت بسيار زياد به پيامبرخدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) دارند ، زيرا آنان ميدانند که محبت رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) جزء ايمان هرفرد مومن ميباشد ، آنحضرت(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) بود که شخصيت زنان ودختران را به عاليترين درجه بيان داشت  ، ومقام عالي انساني آنانرا براي همهء مردمان جهان بيان داشت . و به همان اندازه كه رسول الله  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) براي زنان احترام داشت وديگران را به احترام وارجگزاري مقام والاي زن تشويق مينمود ، زنان نيز در قسمت خويش احترام ومحبت زيادي به شخصيت آنحضرت  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) داشتند ، و هركدام در صورت امكان خدمات زيادي به پيامبر ( صلي الله عليه وسلم ) مينمودند .

(عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَلَا أَجْعَلُ لَكَ شَيْئًا تَقْعُدُ عَلَيْهِ فَإِنَّ لِي غُلَامًا نَجَّارًا قَالَ إِنْ شِئْتِ فَعَمِلَتْ الْمِنْبَرَ) بخاري شريف ، حديث نمبر(430) حضرت جابرپسر عبدالله ميفرمايد كه يك خانمي براي پيامبر  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرمود : اي رسول خدا ! من يك نجاري دارم ، آيا برايت چيزي بسازم كه بالاي آن بنشيني ؟  نبي كريم  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرمود : اگر خواسته باشيد برايم منبري بسازيد.

موافقت پيامبر(صلی الله عليه وسلم ) پيشنهاد زنان را درمورد تعيين روزی برای تعليم شان: اگرچه زنان درهروقتی ميتوانستند پيامبر( صلي الله عليه وسلم )  را ببينند ، ولی موجوديت مردان درمجالس پيامبر مانع حل مشکلات زنان ميشد ، بناء آنان از پيامبر خواستند تا برايشان روز خاصی را تعيين نمايد و به سوالات و پيشنهادات آنان پاسخ دهد ، واحکام الهی را برای شان بيان داشته ، آنان را به مسووليات شان متوجه سازد . واگرچه اينکار را ازواج مطهرات انجام ميدادند ولی با آنهم حضرت پيامبر اين پيشنهاد زنان را پذيرفت .

حضرت ابی سعيد خدری (رضی الله عنه) روايت ميکند که زنان به نبی کريم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) گفتند : مردان درمجالس برما غلبه ميکنند ، بناء برای ما روزی را تعيين نما ، آنحضرت برای شان برای تعيين روزخاص برای شان  وعده نمود ، با آنها ملاقات نمود ، آنانرا وعظ نموده ، وبرايشان اوامری را بيان داشت ، درجمله اموريکه برای شان گفت اين بود که : هيچ يکی ازشما سه طفل خود را درطفلی تقديم نميکند ( يعنی درخودی طفل شان وفات ميکند ) مگر اينکه اين اطفال مانع رفتن شان به دوزخ ميگردد ، يکی از آنان گفت : هرگاه دوطفلش وفات نمود ، گفت : حتی دوطفل . (۱)



١  (حَدَّثَنَا عُبَيْدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَتْ قَدِمَتْ عَلَيَّ أُمِّي وَهِيَ مُشْرِكَةٌ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاسْتَفْتَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْتُ وَهِيَ رَاغِبَةٌ أَفَأَصِلُ أُمِّي قَالَ نَعَمْ صِلِي أُمَّكِ) (حديث شريف نمبر( 2427) صحيح البخاری )     

 

١  صحيح البخاري ، كتاب بدء الوحي ، حديث نمبر3

٢  مسند إمام احمد 6/118 

٣  ترجمه حديث شريف  عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ُ قَالَ أَتَى جِبْرِيلُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ خَدِيجَةُ قَدْ أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فِيهِ إِدَامٌ أَوْ طَعَامٌ أَوْ شَرَابٌ فَإِذَا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عَلَيْهَا السَّلَامَ مِنْ رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَلَا نَصَبَ و  بخاري كتاب المناقب حديث نمبر 3536)

  ١ خانم مظفر حليم  در سال 1995 از دانشگاه كراچي پاكستان دررشته روانشناسي و تاريخ اسلام فارغ التحصيل گرديده  ،سپس به پوهنحي حقوق پذيرفته شد و يكسال درآنجا تحصيل نموده و قبل از اتمام دروس درپوهنحي حقوق ازدواج نمود  ، درسال 1964 با شوهرش به اكسفورد انگلستان رفت درسال 1980 به ايالات متحده امريكا رفته در شهر لوس انجلس زنده گي ميكند  سه پسر و دو دختر دارد . کتاب ( اينک خورشِيد ازغرب طلوع ميکند ) از آثار گرانبهايش ميباشد .

٣    مصدرسابق ص : 50

    ۱تفسير نمونه درتفسيرآيت  ( قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها  )   

 ۱  (عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَتْ النِّسَاءُ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَنَا عَلَيْكَ الرِّجَالُ فَاجْعَلْ لَنَا يَوْمًا مِنْ نَفْسِكَ فَوَعَدَهُنَّ يَوْمًا لَقِيَهُنَّ فِيهِ فَوَعَظَهُنَّ وَأَمَرَهُنَّ فَكَانَ فِيمَا قَالَ لَهُنَّ مَا مِنْكُنَّ امْرَأَةٌ تُقَدِّمُ ثَلَاثَةً مِنْ وَلَدِهَا إِلَّا كَانَ لَهَا حِجَابًا مِنْ النَّارِ فَقَالَتْ امْرَأَةٌ وَاثْنَتَيْنِ فَقَالَ وَاثْنَتَيْنِ) (حديث شريف نمبر(99 ) صحيح البخاری )